جلوتر نیا خاکستری می شوی اینجا دلی را سوزانده اند

نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم

جلوتر نیا خاکستری می شوی اینجا دلی را سوزانده اند

نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم

می‌گویم‌:


تمام‌ پیاده‌روهای‌ جهان‌!


اگر گُذرنامه‌ بخواهند،


چشمان‌ تو را نشانشان‌ می‌دهم‌ !


می‌دانم‌ که‌ سفر کردن‌ به‌ دیارِ چشمانت‌،


حق‌ طبیعی‌ تمام‌ مَردُم‌ دُنیاست‌ !


گاهی بی دلیل نباش


گاهی بی دلیل بد باش


میترسم چشم بخوریم


آنقدر که با هم خوبیم...

وقتـی بـه آغـوشـــم سفــر مـی کنــی


بـه گــُل ها بگــو


ایـن بـار بـه دنبـالت راه نیُفتنـــد


پـدرم در آمـــد


تـا آن دیــروزی ها را در بـاغچــه کـاشتـــم 


منبع:جملات زیبا